علی کوچولوعلی کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

علی طلا شیطون بلا

تعطیلات عید94 را چگونه گذراندید؟

1394/1/17 16:42
نویسنده : مامان فهیمه
516 بازدید
اشتراک گذاری

 

  شکلکهای جالب آروین

لحظه تحویل سال 1394 ساعت 2:15بود که علی جونم در خواب ناز ,خواب ناز که نه چون از عصر همون روز که بیرون بودیم بعد از خواب یک ساعته تو ماشین با گریه از خواب بیدار شدی و به هیچ وجه آروم نمیشدی میگفتم علی مامان جاییت درد میکنه میگفتی آره گفتم دلت درد میکنه گفتی آره اومدیم خونه و بهت قطره دایمتیکون دادم ولی باز آروم نمیشدی فقط نق میزدی و گریه میکردی.فقطم بغل بودی یا من یا بابا.دیدم موقع گریه کردن دستتو میزاری آخر فکت گفتم شاید دندونته بهت استامینوفن دادم نیم ساعت بعد یه کم آروم شدی و خوابیدی ولی اصلا خوابت خوب نبود همش بیدار میشدی و نق میزدی.کلافه بودی.منم که یه سری از کارها رو گذاشته بودم واسه روز آخر که با بابا انجامشون بدیم تو هم که اینجوری بودی اصلا نمیدونستم چیکار کنم از یه طرف درد تو که نمیدونستم دقیقا چته که اینجوری میکنی از یه طرفم این همه کار.خلاصه هی میخوابوندیمت و میرفتیم سراغ کارا,دقیقا تا ساعت 1:45دقیقه کار میکردیم به بابا گفتم دیگه هیچ سالی این کارو نمیکنم دوست دارم روز آخر تو آرامش باشم.نه اینکه هول هولی کارا رو کنم.از یه طرفم ترس این و داشتم که نکنه آنفولانزا گرفته باشی آخه مامان جون یه مدت پیش گرفت خیلی اذیت شد ما هم اصلا نرفتیم تا همون روزی که تو عصرش اینجوری شدی.

این شد که لحظه تحویل سال نو خواب بودی من و بابایی تنهایی نشستم سر سفره هفت سین و اولین دعامم تو بودی یه ریزه اشکامم سرازیر شد به بابا گفتم کاش مریض نبودی و بیدار بودی.هی دست میزدی به هفت سین و من میگفتم نکن "الهی قربونت" ,بعد خودت جملمو ادامه میدادی میگفتی " بشم ".خلاصه که خیلی دلم گرفته بود برعکس پارسال که خیلی حال خوبی داشتم.

این عکس رو همون شب که هی بیدار میشدی از خواب ازت گرفتم با این ماهی گلی ها هم سرگرم نمیشدیغمگین

علی جونم مریضه

این عکسای پارسالت ببین چه وروجکی بودی تند تند شمع ها رو خاموش میکردیبوس

علی و شمع های هفت سین

علی 18 ماهه

و اینم گل پسرم سر سفره هفت سین سال 1394 البته فردا صبح تحویل سال نوچشمک صبح که بیدار شدی حالت خوب خوب بود خدا رو شکر بهت گفتم دیشب چرا گریه میکردی مگه کجات درد میکرد دستتو گذاشتی رو گوش سمت راستتو گفتی گوش . دیدم واااای کنار گوشت مثل اینکه چرک اومده باشه از گوشت بیرون خشک شده.فهمیدم که بلههههه دیشب گوش درد داشتی.

انشالا که هیچ بچه ای مریض نشه که هیچ پدر و مادری طاقت دیدن مریضی بچشونو ندارن.آمیییییییین

این سومین بهار زندگیته عزیزم.بوس

سال94

سال94

سال 94

ظهرم خونه مادر جون بودیم ببین چه لمی دادی تو ماشین

لم تو ماشین

دو روز اول عید شیراز بودیم بعد رفتیم آباده خونه خاله ها و دایی های مامان به قول خودت خاله مضیه و خاله dooet bedadam از بس خاله رقیه بهت میگه دورت بگردم تو هم اسمشو گذاشتی خاله دورت بگردم یه جوری تلفظ میکنی این دورت بگردمو که آدم میخواد بخورتت فقط.این عکس سر سفره هفت سین خونه خاله رقیه.

خونه خاله

این یکی هم با تلاش فراوان من و عمو سعید خونه عمو هاشم گرفتیم 

خونه عمو هاشم

یه روزشم رفتیم خونه آقا اینا. این عکسارو هم خاله سمیرا از تو و داداش سبحان گرفته که تو حیاط مشغول بازی بودین

وروجکا

وروجکا

این یکی هم خودم گرفتم دوقلوهای افسانه ای من وخاله سمیرا به طور اتفاقی کفش خریدیم که یهو شبیه همدیگه از آب دراومدخندونک تفاهم و میبینین اگه تونستین بزرگ که شدین مثل ماماناتون باشین کاری کردینچشمک

دو قلوها

اینم پسرک عشقه موتور خونه خاله رقیه 

عاشق موتور

یه شبم یه تایم یک ساعت ونیمه سالن ورزشی خانوادگی گرفتیم به صرف والیبالخندونک تو هم کلی دویدی و رفتی وسط زمینخندونک

ورزش      ورزش

داوری      بدمینتون

ببین چه رفتی روی صندلی داورم نشستی و داری داوری میکنی پشت سر باباخندونک

این لاله های واژگونم توی باغچه خونه دایی بود اونجا تو خواب بودی منم از گلها عکس تکی گرفتمخندونک

لاله واژگون

اینم یه عکس ولی خودم نگرفتم از یکی از دوستامه.ولی خودمم توی جاده شیراز-مرودشت دیدم خیلی جالبه خلاقیتی که بکار برده تو فروش گوسفنداشخندونک

گوسفندان

یه روزم رفتیم حافظیه به اصرار من,چون بابا میگفت بزاریم بعد از عید بریم شیراز گردی آخه معمولا تو ایام عید خیلی شیراز شلوغ میشه به خاطره شرایط آب هواییش.ولی خب من با شلوغیش دوست دارم دیگهچشمک فقط حافظیه رفتیم.

حافظیه      حافظیه

حافظیه      حافظیه

حافظیه

عشقولانه ی بابا پسری

یه شبم که عروسی آرمان (پسر عموم) بود وقتی میخواستم موهاتو درست کنم بهم میگفتی  "خوبه بلش خن قشنگه " = خوبه ولش کن قشنگهخندونک بالاخره به زور و داستان سرایی تونستم یه خرده موهاتو درست کنممحبت

ای جوووونم

ای جووووونم

و اما سیزده بدر که رفتیم باغ عمه فاطمه خیلی شلوغ بودیم خیلی ام خوش گذشت.هوا هم عااالی بود.

13بدر       13بدر

13بدر      13بدر

13بدر      13بدر

13بدر

13بدر

اینم از ایام عید امسال انشالا که امسال سال خوبی واسه همه مردم باشه .انشالا که امسال واسه همه پر از اتفاقای خوب باشه, واز همه مهمتر سلامتیییییییییییییییییییمحبتمحبتمحبت

 

 

 

 

 

پسندها (6)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (17)

مامان فرح
17 فروردین 94 23:18
سلام فهبمه جان،سال خوبی داسته باشید،عکس ها عالی بود،فکر کنم اون عکس ببعی ها تو جاده کازرون به نوراباد بود،چون منم ازشون ببعی خریدم،به وب ماهم سر بزنید،خوشحال میشیم
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم شما هم به همچنیناین گوسفندا رو نمیدونم ولی یکی نمونه همینم من دیدم بین شیراز و مرودشت بود.
مامان امیر عطا
18 فروردین 94 1:42
امیدوارم سال خیلی خوبی براتون باشههههههههه علی جونم خیلی عککسات خوشگلن.... همیشه شاد باشی . بخندی گلم...و هیچوقت مریض نباشی الهییییییییی عیدتتونم چندین باره مبارککککککککککک
مامان فهیمه
پاسخ
ممنونم دوست خوبم از لطفت
مریم مامان آیدین
18 فروردین 94 12:38
سلام فهیمه جونم خوبین...علی نازم خوبه؟ الهی...خیلی ناراحت شدم سب سال نو انقدر استرس داشتی...خصوصا برای درد داشتن علی....قربونش برم که گوشش درد میکرده...خدارو شکر که فرداش خوب شده اول اول اول...یه چیزی بگم....علی با موهای کوتاه خیــــــــــــــــــلی خوشگل تره....اصلا خودم هم چند باری که تا مرز بلند شدن موی آیدین رفتم و برگشتم دیدم گویا سلیقه ام رو موی کوتاهه....و علی با موی کوتاه چهره خوشگلش میاد بیرون...قربونش برم و سفره هفت سین ها و علی کوچولویی که یک سال بزرگتر شده...عااالی بود...خیلی سفره های با سلیقه ای بود و یه نی نی ناااااااااااااااز قربون اون خنده ها با سفره ها و جالب بود هردو خواهر به طور اتفاقی یه مدل کفش خریدین....کفش هم خوشگل بووووووود شیراز گزدی تو شلوغی هم باید قشنگ باشه...قربون اون تیپش با اون لباس سبز...خیلی بهش میاد الهی همیشه شاد باشین و بختدین دوست گلم
مامان فهیمه
پاسخ
سلام مریم جونی.ممنونم عزیزم اگه بدونی چی کشیدم خیلی گوش درد بده واسه موهای علی هم ممنونم عزیزم از لطف و نظر قشنگت راستش خیلیای دیگه هم بهم گفتن که علی با موی کوتاه قشنگتره و منم دیگه تصمیم گرفتم که همیشه کوتاه باشه راستییییی من خواهر ندارم.فقط یه برادر کوچیکتر از خودم دارم این خاله سمیرا هم که میگم دختر خالم میشه که واقعا مثل دو تا خواهریم با هم انشالا شما هم همیشه لبتون خندون باشه
مامان آرمین
18 فروردین 94 19:56
ای جانم گل پسرمون گوشش در می کرده.قربونت بشم من عزیزم.نبینم غمت رو. چه هفت سین های قشنگی.ماشالله به علی کوچولوی خوشتیپمون .بوووووووووووووووووووووس.دوست خوبمم مثل همیشه عالییییییییییی بود.فدایی دارییییین. وووووووووووووووووووووش عزیییییییییییییییییییزم چه بوس نازی به بابایی دادی.دستاشو ببین.چه فیگوری گرفته موقع بوس دادن دلم می خواد بچلونمت و قورتت بدم.هزار ماشالله
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی خاله مهربون خدا نکنه چشمات خوشکل میبینه عزیزم کلا ژستایی که واسه بوس میگیره خیلی باحاله .آیدین جونمو ببوس یه عالمه
عمه فروغ
19 فروردین 94 1:13
بلا به دور باشه علی جونم ان شاا.. که همیشه سلامت باشی خدار رو شکر که صبح بهتر شدی خوشحالم که تعطیلات خوبی داشتید همیشه به شادی و گردس ای جوووووووووونم عکس های گل پسری رو ببین یکی از یکی قشنگتر
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی عزیزم .انشالا شما هم همیشه شاد و سالم باشید
مامان رویا
19 فروردین 94 19:39
سلام دوست من ...اميدوارم روزهاي خوبي پيش رو داشته باشيد سرشار از شادي و دلخوشي....
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم شما هم به همچنین گل پسری رو ببوسش
مریم مامان آیدین
23 فروردین 94 17:32
بازم سلام فهیمه جونم از محبتی که بهم داشتی ممنونم دوستم....این نظر لطفته که منو این جور میبینی عزیزم من هم بهت روز مادر رو تبریک میگم مامان گل و مهربون....خوشحالم اگه تونسته باشم اعتماد به اعتقاد زیبات رو برات پررنگ تر کنم خانومی
مامان فهیمه
پاسخ
خواهش میکنم مریم جون هر چی گفتم عین حقیقت بود خیلی دوست دارم چیزای خوب ازت یاد بگیرم
فریده
24 فروردین 94 8:36
یعنی من نظر نگذاشتم !!!!!!!!! مگه می شه !!!!!!!!!
فریده
24 فروردین 94 8:47
آخه عزیزم چقدر گناه داشته مریض شده ، وقتی بچه ها مریض می شن خیلی سخته ، آخه نه می تونن بگن کجاشون درد می کنه و نه کاری از آدم برمی آید. خدا رو شکر که سریع خوب شده وگرنه تو ایام عید مگه دکتر متخصص می تونستی پیدا کنی . چه سفره هفت سین خوشکلی داشتی ،خیلی خوشم آمد ، سفره هفت سین پارسالت هم خیلی نازه . کلاً تمام سفره های هفت سین ها زیبا و خوشکل هستن.
مامان فهیمه
پاسخ
آره خیلی بده مریضی توی ایام تعطیل.خدا رو شکر که زود تمام شد. مرسی عزیزم آره واقعا کلا پهن کردن هفت سین حسه خیلی خوبیه
مامان علی
25 فروردین 94 18:59
سلام فهیمه!اومدم واسه خصوصیت وتبریکت تشکر کنم عزیزم دیدم پست جدید وچقدرم خوشکل گذاشتی اما چرا واسه من تولیست اپ شده ها نیستی گلم وای شرمندتم دوستم.بببخشید بابا همش تصغیرنی نی وبلاگه باور کن عزیزم منم روز زن وبهت تبریک میگم وخیلیم مامان مهربون وحساس وعاشقی هستی گلم وخودت خوب ومهربونی بقیه روهم خوب میبینی.
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم.خواهش میکنم اشکال نداره این نی نی وبلاگ نمیدونه ما چقدر اینجا با هم همدلیم و خوشیم ممنون از تبریکتو همه صفاتی که بهم نسبت دادی امیدوارم لایقشون باشم ،مهربونم
مامان علی
25 فروردین 94 19:22
عزیزم چه هفت سین خوشکلی وای قربون اون تیپ رسمی علی طلا واین موهای مرتب شدش برم اتفاقا فهیم جون باید بگم موی کوتاه بسی بیشتر بهش میاد وکاملا چهرش باز شده خیلیم عالی. الهی فداش شم بچمون گوش درد داشته فکر کنم یک باره گی کلاهش وازسرش برداشتی به خیال هوای خوب ویکم سرما خورده یا باد رفته توگوشش خداروشکر که زود بخیر گذشته اما کاملا بهت حق میدم که سر سال تحویلی غصت شده باشه مامامانا هیچی جز سلامتی بچه هامون نمیخایم به خدا ببین چه جین خوش رنگیم خریده.همه لباسهات خوشکل وبهت میاد عزیزم.مبارکت باشه اقا چقدر بانمک کتونیاشون عین همه1معلومه سلیقه هاتون به هم نزدیکه ها وعکسش رو موتورو عشقست بابا ورزشکارها.والیبالیستا.قهرمانا عکسهای 13 بدرتونم عالی بود ودلنشین. چه باغ سرسبزی. ایشالله که همیشه به گشت وتفریح وخوشی بگذرونین وسلامت وشاد باشید میبوسمتون.
مامان فهیمه
پاسخ
هههههه ما مامانا هممون باسلیقه ایم هفت سینامون یکی از یکی قشنگتر میبینی خواهر آره دیگه خودمم واقعا به این نتیجه رسیدم که موهای کوتاه خیلی بیشتر بهش میاد. بازم مثل همیشه ریز بینیااااااچشمات قشنگ میبینه خانم،گفته بودی به لباس خیلی توجه میکنی و خیلیم سخت میخری واسه علی جونم . اونم که همیشه خوشتیپ و آقاست عزیزم بعله پس چی فکر کردی ما کلا خانوادگی ورزشکاریم البته من بیشتر کنار زمین تخمه میشکستم ممنون بابت خوبیهات.علی رو یه ماااااچ بزرگیش کن
spatra
29 فروردین 94 0:56
سلام فهيمه جون سال نو مبارك باشه ببخشيد من دير به دير ميام كلى لذت بردم از عكسها از طرف من كلى على كوچولو رو ماچ كن😍😘 راستى دو تا پست آپ كردم خوشحال ميشم به ما هم سر بزنين
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم یهو خیلی کم پیدا شدی.هر جا باشی خوش باشی.مرسی عزیزم. چشم حتما میام
مامان و باباي هيرادجون
3 اردیبهشت 94 18:09
سلام عزیزم خیلی عکسهات زیبا بود سفره هفت سین باسلیقه ای هم چیده بودی ماشاء الله به علی کوچولو که اینقدر خوشگل و خوشتیپ شده میبوسمت عزیز خالـــــــــــــــــــــــه
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم .شما هم هیراد جونمو کلییییییییی ببوس
spatra
4 اردیبهشت 94 22:42
سلام خانمى عكسهاى هالوين آدريان رو آپ كردم تشريف بياريد على عزيزم رو كلى ببوس
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم چشم حتما
ĸoѕαr
5 اردیبهشت 94 15:20
سلام خاله فهیمه این پست وبتونم مثل بقهیه مطالب وبتون عالی بود. خوشحال میشم بهم سربزنید.
مامان فهیمه
پاسخ
ممنونم عزیزمحتما
مامان شراره(راحله عباسی)
9 اردیبهشت 94 9:51
به به سلاااااام چه عید قشنگی داشتید امیدوارم همیشه سلامت شاد باشید و در کنار هم
مامان فهیمه
پاسخ
ممنونم عزیزم از لطفتعکسای پارسا جونمو بزار که دلم واسش تنگ شده حسااابی
مامان فهیمه
3 خرداد 94 13:59
سلام فهیمه جون خیلی برام جالبه اسم خواهر های من هم رقیه و مرضیه هست و اسم خودم فهیمه ما هم شیراز زندگی می کنیم.
مامان فهیمه
پاسخ
هم اسم بودنمون که خیلی جالبه و هر دو ساکن شیراز ولی عزیزم رقیه و مرضیه خاله های من هستنامیدوارم بتونیم دوستای خوبی واسه هم باشیم